X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 1387/07/23 در ساعت 04:07 ب.ظ
نویسنده : بانک اطلاعاتی ساسکاچوان
عنوان : آن سوی کارشکنی های سفارت کانادا

کوتاهی و تنبلی ما نسبت به معرفی جامعه ایرانی کانادا 

 سه دهه از مهاجرت اولین گروه از ایرانیان به کانادا می گذرد. طی این مدت آنان، ضمن استفاده از امکانات رفاهی و آموزشی موجود در این کشور، به عنوان افرادی با هوش و تحصیل کرده ، در حد امکانات و توان خود ، منافع اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی را برای کانادا به ارمغان آوردند.

 

حتی فراز و نشیب های موجود در روابط دولت های کانادا و ایران نیز ، تأثیر زیادی بر شیوه برخورد با جامعه ایرانی مقیم نداشته است.

هموطنان ما عملا با دور شدن از فعالیت های سیاسی و اشتغال به امور اقتصادی و روزمره، سعی داشته اند همواره حساب خود را از روابط سیاسی بین دو کشور جدا نگاه دارند.

آنان همچنین با حفظ اعتقادات دینی خود به عنوان یک انتخاب و دیدگاه شخصی، از پیوستن به تشکل های اسلامی موجود نیز دوری گزیده اند.  متأسفانه عدم وجود نماینده و مدافع قدرتمند ایرانی در سیستم سیاستگذاری و اجرائی کانادا ، باعث شده ایرانیان به همین منظور و رساندن صدای اعتراض خود به گوش وکلای مجلس و دولتمردان ، به تهیه طومار و جمع آوری امضاء بپردازند.

 

با این وجود و برغم ارائه چهره صلح طلب ، برخوردهای اخیر سفارت کانادا در تهران، در خصوص سختگیری نسبت به صدور ویزا برای والدین مهاجران، اساتید دانشگاه و هنرمندان و یا همسران دانشجویان شاغل به تحصیل در اینجا، باعث شگفتی آنان گشته است.

حتی در اوج تیرگی روابط دو کشور در سال 2004 ، پس از مرگ خانم زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی الاصل مقیم مونترآل در تهران که در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی اتفاق افتاد، اینچنین کارشکنی هایی سابقه نداشته است.

 

متأسفانه عدم وجود نماینده و مدافع قدرتمند ایرانی در سیستم سیاستگذاری و اجرائی کانادا ، باعث شده ایرانیان به همین منظور و رساندن صدای اعتراض خود به گوش وکلای مجلس و دولتمردان ، به تهیه طومار و جمع آوری امضاء بپردازند.

چنانچه زحمات آقای دکتر رضا مریدی تنها نماینده ایرانی الاصل پارلمان محلی انتاریو در این زمینه و همچنین تلاش برای انجام ملاقات با مسئولین عالیرتبه کشوری از جمله وزیر مهاجرت و شهروندی، به نتیجه نرسیده است.

 

مسلما دولت کانادا و سران احزاب دیگر، بخوبی با مواضع دولت فعلی ایران و همچنین تفاوت های آن با دیدگاه های هموطنان مقیم آگاه هستند و لازم نیست به شیوه های مختلف خود را به آنان ثابت کنیم.

بنابراین برای ما راهی نمی ماند مگر اینکه ، افکار عمومی موجود را بر علیه این بی عدالتی بشورانیم و آنان را مجبور به پاسخگویی کنیم.

اگر همه متون و اطلاعات موجود در مجلات یا سایت های اینترنتی کامیونیتی ، به زبان های انگلیسی یا فرانسه را جمع کنیم ، به اندازه دو صفحه نیز مطلب نمی توان درباره ایرانیان کانادا پیدا کرد!
 

 

اما لازمه همسو کردن افکار عمومی و تشویق آنها برای حمایت از حق طبیعی ما، انجام برخی امور فرهنگی و اطلاع رسانی است که قاعدتا باید توسط تمامی اشخاص و گروه های فعال در حوزه های مختلف انجام شود.

براستی مردم کانادا و نمایندگان آنها در پارلمان های محلی و فدرال، چه شناختی نسبت به جامعه ایرانیان مقیم دارند؟

یا اگر کسی بخواهد درباره تاریخچه و مشخصات نزدیک به 400 هزار ایرانی موجود تحقیق کند، باید به چه منابعی مراجعه نماید؟!

چگونه می توان به نمایندگان اقوام دیگر اثبات کرد، مقوله ایرانیان کانادا و دیدگاه ها و منش آنها، از آنچه که به سایر مسلمانان تندرو  نسبت داده می شود جداست؟

چگونه می توان جایگاه رفیع فرهنگی و علمی ایرانیان در کانادا را چه از نظر تعداد اساتید دانشگاهی و چه دانشجویان تیزهوش و با استعداد معرفی کرد؟

جلوه های هنر، معماری و تمدن کهن ایرانی، در کدام نمایشگاه دائمی در این کشور ارائه می شود؟

 

اکنون پس از 30 سال زندگی در این سرزمین و آمیخته شدن با زندگی و آداب و رسوم دیگر ملیت های موجود، باعث بسی تأسف است که بدانیم برای معرفی تاریخ، فرهنگ، عقاید و آداب و رسوم خود در وطن دوممان ، هیچ کاری انجام نداده ایم!!

اگر همه متون و اطلاعات موجود در مجلات یا سایت های اینترنتی کامیونیتی ، به زبان های انگلیسی یا فرانسه را جمع کنیم ، به اندازه دو صفحه نیز مطلب نمی توان درباره ایرانیان کانادا پیدا کرد!

حال با چه ابزاری می خواهیم حقانیت و مظلومیت خود را به دیگران اثبات کنیم و آنان را به فشار آوردن به دولت جهت تغییر سیاست های خود تشویق کنیم؟

 

مسئولیت این کم کاری و کوتاهی با کیست؟

 اکنون پس از 30 سال زندگی در این سرزمین و آمیخته شدن با زندگی و آداب و رسوم دیگر ملیت های موجود، باعث بسی تأسف است که بدانیم برای معرفی تاریخ، فرهنگ، عقاید و آداب و رسوم خود در وطن دوممان ، هیچ کاری انجام نداده ایم!!
 

 

آیا انجمن ها و گروه های متعدد صنفی، تخصصی و اجتماعی که طی این مدت تأسیس شده اند، به حداقل وظیفه خود در مقابل نامی که یدک می کشند پرداخته اند؟

آیا در سایت و انتشارات "انجمن ایرانیان انتاریو" ، با بیش از 20 سال سابقه می توان یک جمله درباره ایرانیان انتاریو پیدا کرد؟

آیا در سایت و انتشارات انجمن مهندسین ایرانی کانادا ، می توانید حتی مشخصات یک مهندس ایرانی مقیم را بیابید؟

آیا در سایت و انتشارات انجمن پزشکان فارسی زبان ، می توانید حتی مشخصات یک پزشک ایرانی مقیم را بیابید؟

در سایت های کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو،  اتحادیه دانشجویان ایرانی دانشگاه تورنتو، دانشگاه یورک، دانشگاه رایرسون، دانشگاه مک مستر و سایرین، می توانید حتی آماری از تعداد دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در آن دانشگاه ها و یا نام برگزیده های آنها را بیابید؟

نظیر همین سوال را می توان با کمال تأسف از انجمن های دیگر مثل کانون هنرمندان ایرانی ، متخصصین تغذیه، رایانه، حسابداران و غیره درباره وضعیت حوزه مربوطه مطرح کرد که پاسخش اینست: : یافت می نشود گشته ایم ما!..."

 

از همه مهمتر، کافیست نگاهی به سایت اینترنتی " کنگره ایرانیان کانادا" بیاندازیم.

پس از 2 سال تلاش و برگزاری جلسات مختلف و بحث و بررسی های فراوان که منجر به تأسیس آن شد، اکنون تنها می توانید اهداف تشکیل کنگره را در چند جمله در سایت بیابید و مخاطبین خارجی و حتی هموطنان تازه وارد که با اشتیاق به دنبال کسب اطلاعات از جامعه ایرانی باشند، مطمئنا از فقر محتوائی آن با چنین عنوان با عظمتی شگفت زده می شوند.

 

نتیجه اینکه، اگر گروه ها و انجمن های ایرانی ، هیچ مسئولیتی را در قبال مخاطبین غیر فارسی زبان خود احساس نمی کنند و صرفا بمنظور گردآوردن همکاران و همفکران خود و برگزاری جلسات دوره ای تشکیل شده اند، پس چرا وبسایت ها خود را به زبان انگلیسی طراحی کرده اند که باعث ایجاد چنین انتظار کاذبی برای سایر جوامع شوند؟

و اگر اسناد مکتوبی در حوزه مربوط به خود منتشر کرده اند، مردم برای گرفتن آنها باید به کدام "سوپرمارکت" به عنوان مرکز کامیونیتی ایرانی مراجعه کنند؟!

 آنها که دائم دم از تمدن 2،500 ساله و کورش و تخت جمشید و ... می زنند و تمام سعی خود را بر زنده کردن آئین های کهنی چون تیرگان و مهرگان دارند،  برای معرفی این تمدن و تاریخ باشکوه برای خارجیان و یا حتی فرزندان خود در اینجا ، چه اقدامی انجام داده اند؟
 

 

اگر موضوع تنبلی و بی اعتنایی ایرانیان نسبت به تحقیق و نگارش یک مطلب کوتاه در حوزه مربوطه ، در داخل کشور و وبسایت های متعدد مربوط به سازمان ها و وزارتخانه ها عادی تلقی می شود، از ایرانیان مقیم اینجا که 90 درصد آنها را افراد تحصیل کرده و با استعداد تشکیل می دهد انتظار می رود، حداقل شیوه های اطلاع رسانی موجود در این سرزمین را ملاک عمل خویش قرار دهند.

 

آنها که دائم دم از تمدن 2،500 ساله و کورش و تخت جمشید و ... می زنند و تمام سعی خود را بر زنده کردن آئین های کهنی چون تیرگان و مهرگان دارند،  برای معرفی این تمدن و تاریخ باشکوه برای خارجیان و یا حتی فرزندان خود در اینجا ، چه اقدامی انجام داده اند؟*

 

حتی موضوع رسمیت یافتن عید نوروز در پارلمان انتاریو تنها با پیگیری های متعدد و سخنرانی ها و گفت و گوهای شفاهی انجام گرفت و یک جزوه کوتاه انگلیسی نیز درباره مهمترین روز ایرانیان منتشر نشده است.

 

مسلما حرکت های مقطعی نظیر برپایی جشنواره های فرهنگی و هنری در زمان و مکان محدود ، اگر چه گام مثبتی محسوب می شود، اما ارزش تحقیقاتی و پژوهشی ندارند.

 

از سوی دیگر تشکیلاتی مثل رایزنی فرهنگی ایران در اتاوا نیز که بودجه کلانی را به همین منظور در اختیار دارد، در 10 سال گذشته بجز برپایی چند سمینار فرهنگی ، هیچ حرکت ملموسی را انجام نداده و کسی نیست آنان را در این زمینه بازخواست کند. ( می توان از وبسایت ضعیف آنان که چندین ماه است تکان نخورده ، حجم فعالیت را حدس زد!)

 

آنان هم که دستی بر قلم دارند و یا به انتشار مجله و یا تأسیس شبکه تلویزیونی می پردازند. بیشتر در حوزه زندگی روزمره و یا معرفی مشاغل ایرانی عمل می کنند و چندتایی که افتخار سال ها انتشار در کانادا را دارند، اگر در مورد افکار عمومی کانادا نسبت به جامعه ایرانی احساس وظیفه نکنند، اما نسخه پیچی برای رویدادهای داخلی ایران را هیچگاه فراموش نمی کنند! 

 ما در این مبارزه تنها هستیم و هیچ ملیتی در کنار ما نیست. هیچ نشانه ای از همراهی نمایندگان پارلمان ها هم دیده نمی شود و وقتی کاردار سفارت کانادا در تهران می گوید ، هیچ تغییری در شیوه صدور ویزا ایجاد نشده(!) همه حرف او را باور می کنند
 

 

نگاهی به گزارش های منتشر شده در روزنامه های محلی از جمله "تورنتو استار" نشان می دهد که خوانندگان و مخاطبین غیر ایرانی آن نشریات، به دلیل عدم شناخت کافی از جامعه ایرانی و درخواست های آنها ، نه تنها اهمیتی به برخوردهای سفارت کانادا  نمی دهند، بلکه اکثرا با ایجاد تسهیلات سفر برای هموطنان ما ابراز مخالفت هم کرده اند.

 

هم اکنون چند فعالیت موازی در خصوص تهیه طومار و جمع آوری امضا از هموطنان مقیم در حال انجام است و  ایرانیان نیز چاره ای ندارند بجز اینکه از این اقدامات حمایت کنند به امید آنکه به نتیجه برسد.

ولی مطمئنا ما در این مبارزه تنها هستیم و هیچ ملیتی در کنار ما نیست. هیچ نشانه ای از همراهی نمایندگان پارلمان ها هم دیده نمی شود و وقتی کاردار سفارت کانادا در تهران می گوید ، هیچ تغییری در شیوه صدور ویزا ایجاد نشده(!) همه حرف او را باور می کنند.


دو روز دیگر انتخابات پارلمان فدرال برگزار می شود. ما در حالی به کاندیداهای احزاب مختلف رأی می دهیم که هیچیک از آنها اهمیتی به مشکلات ما نمی دهند . آنان شناختی از جامعه ما ندارند و ما هم کمکی دراین باره نکردیم.

ما نیاز به اقدامات مؤثرتری برای احقاق حقوق خود داریم و این امکانپذیر نخواهد بود مگر با انجام برنامه های آگاهی بخش برای داخل و بیرون کامیونیتی.

 

باید تنبلی را کنار گذاشت و دست به قلم برد. هر کس در حوزه خود شروع به تحقیق و نگارش بکند . تاریخ 30 ساله خود در کانادا را بنویسیم. نخبه گان خود را معرفی کنیم. هنر و فرهنگ خود و حتی آداب و رسوم و سنت های خود را با افتخار تشریح کنیم.

اختلاف های خود را کنار بگذاریم و حول یک هدف واحد، اعتبار و جایگاه شایسته خود را بیابیم. باید تا می توانیم

چرا که گفته اند: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ...

 --------------------------------------------------------------------------------- 

شهریار عظیمی 
به نقل ار سایت ایرانتو